|
ایا سحری به رنگ خون دیدی تومحراب و تو منبری چنین دیدی توخون بر در و دیوار و جماعت سر و روفرقی که به سجده لاله گون دیدی توان زاده کعبه و امین حرمینافتاده میان خاک و خون دیدی توانکس که ستیز خیبر و بدر و احدچون شیر بغرید چنین دیدی توایا تو درون ظلمت شام سیاهنان اور کودک یتیم دیدی توایا دل پرز خون و گریان چشمیاز جور زمانه و زمان دیدی تواو زخم تن و زبان که در طول زمانبا جان به خرید و دم نزد دیدی توایا زمیان مردم کوفه و شاممظلوم تر از علی کسی دیدی تو 
|