آخرین لحظه ى رفتن تو یادم نمى
ره
اشکا دونه دونه رو کونه ى من نشسته بود
دلم از
جور زمونه خسته بود
وقتى که تو بوسه ها تو مى دادى
انکارى اتیش به قلبم مى
زدى
نوبت من که رسید انکارى دیرت شده
بود
عشق بى دلیل من دست و با کیرت شده
بود
بانکاه تو به ساعت دل من شکست
وریخت
شیشه ى عمر منم تموم شدو هیج کسى
ندید

انتظار
شش حروف وجهار نقطه!کلمه
کوتاهیه.اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمى تو این کلمه کوجیک ده ها کلمه
وجود داره.که تجربه کردن هر کدومش دل شیرى خواد!تنهاىى جشم براه
بودن,غم.غصه,ناامیدى شکنجه روحى دلتنکى صبورى,اشک بیصدا هق هق شبونه افسردکى
بیشیمونى بى خبرى و دلوابسى و........! براى هر کدوم از این کلمات جند حرفى که خیلى
راحت بر زبون میاد وخیلى راحت روى کاغد نوشته میشه باید زجر وسختى هایى رو تحمل کرد
تا معنى شون رو فهمید ودرست درک شون کرد!!! متنفرم از هرجیزى که زمان را به یاد من
میاورد وقبل از همه ى اینها متنفرم از انتظار از انتظار از انتظار انتظار انتظار
انتظار
متنفرم
خداحافظ نگو

خدا حافظ نگو وقتی که میری
با این حرفت امید رو ازم میگیری
چشام خیسه دلم آشوبه دستام سرده
میپرسم از دم اینو بره دوباره برمیگرده؟
میری خلوت میشه دستم سکوت باورم میشه
گریه و دلواپسی حرف آخرم میشه
آخه تو گرمیه دله تاریکه منی گله نازم
تو رو میخوام با دل و جونم و با دوری نمی سازم
خداحافظ نگو پس تو که غمگین میشه آوازم
تار رنگه چشمات هست قافیه رو نمیبازم
خداحافظ نگو گل پاکم نگو که باورت اینه
ببین با هر قدم رفتن تو اشک تو چشمام میشینه
دلم آتیش از دوریت خدا اشکام رو میبینه
خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم
خداحافظ نگو وقتی تو هر جا باشی همراتم
بمون با من بمون با این دل دیوانه مجنونم
خداحافظ نگو وقتی هنوز از تو می خونم
شبی که کوله بارت رو میون گریه میبستی
یه احساسی به من می گفت هنوزم یاد من هستی
چرا ساکتی و نمی خندی چرا دستام رو نمیگیری
سایه شدی انگار بگو از چه تودلگیری؟
چرا حالت پریشونه چرا مایوس و دلسردی