|
بعد از من ای زهرای من بیمار گردی
از دشمنان من دگر بیزار گردی
اول کسی هستی که نزد من بیایی
از دانه، نان کردن دگر بیکار گردی
اینک به فکر کوچه های تنگ هستم
در بین کوچه دخترم بی یار گردی
فکری به حال چهره ی نورانیت کن
از ضربه ی پی در پیش غمبار گردی
آنگه جهان دور سرت می گردد ای جان
بهر جهان چون نقطه ی پرگار گردی
ای ساقه و ای ریشه ی اصل رسالت
از میوه های داغ و غم پر بار گردی
ای کاش می مردم نمی گفتم پس از من
در پیش چشم امتم هم خار گردی
روی در بیتت تو مسماری ندیدی؟
ای داد من زخمی ز آن مسمار گردی
ای جان من از بعد من مشغول دفع
ظلم و بلا از حیدر کرار گردی
گر که بخواهی پا شوی از جایت ای جان
با دست خود منت کشِ دیوار گردی
همچون تمام مردم مظلوم عالم
مظلومِ ظلم درهم و دینار گردی
ای وای از سیلی و از دشنام دشمن
نیلی ز سیلی های لا کردار گردی 
|